شيطانِ بدبخت جان مي كند بشر را در گناه يا گناهاني مي اندازد ، آنگاه اگر توبه صادقه اي كند حقيقتا كه بند دل شيطان را پاره مي كند . البته دشمن (شيطان) هم زرنگ است ؛ تا بتواند نمي گذارد حال توبه درشخص پيدا شود ؛ به تو القا مي كند مگر چه كرده اي؟! ببين ديگران چه كارها مي كنند ! يا اينكه تو هنوز جواني ، صحيح و سالم هستي ، بگذار پير بشوي آن وقت توبه مي كني !
وقتي يك دكتر به تو دارو ميدهد، حتي اگر چند قلمش اشتباه باشد وعوارض جدي ايجاد كند، ساعت ميگذاري و نصف شب از خواب بيدار ميشوي و سر ساعت اطاعت امر ميكني. ولي خدا كه خالق تو است هرچه ميگويد ميپرسي چرا و هزار بهانه ميآوري !
يكی از دستورالعملهای مهم تربيتی شيخ رجبعلی خیاط، برنامهريزی منظم برای خلوت با خداوند متعال و دعا و مناجات است كه با جمله « گدايی در خانه خدا » از آن تعبير میكرد، و تأكيد میفرمود كه:
شبی يك ساعت دعا بخوانيد، اگر حال دعا نداشتيد باز هم خلوت با خدا را ترك نكنيد
«چشمت به نامحرم می افتد ،اگر خوشت نیاید که مریضی ! اما اگر خوشت آمد فورا چشمت را ببند و سرت را پایین بینداز و بگو : یا خیر حبیب... ؛ یعنی خدایا من تو را می خواهم ، اینها چیه، این ها دوست داشتنی نیستند ، هر چه نپاید ،دلبستگی نشاید...»
یکی از اولیاء خدا می فرمایند :
دقت فرماييد مبادا با چند ركعت نماز ويا بعضي رياضت ها نعوذ با الله خود را مستغني از اولياي خداوند متعال بدانيد . تمام انسانهايي كه از لحاظ علم و عمل و تقوا و حال به مقاماتي رسيده اند در اثر توجه و محبت به اولياء و برگزيدگان الهي مي باشد . راه بسوي الله فقط منحصر به تبعيت و محبت محمد و آل محمد صلوات الله عليهم اجمعين ميباشد و بس .
ای عزیز! اگر خطایی از تو سر زد و مرتکب اشتباه یا گناهی شدی ، با شجاعت در پیشگاه خدا به آن اعتراف کن ، و با صراحت بگو خدایا ! اشتباه کردم ، مرا ببخش و عذرم را بپذیر ، و مرا از دام شیطان وهوای نفس رهایی ده که تو « ارحم الرّاحمین » و « غفّار الذنوب » هستی . این اعتراف به تو آرامش می دهد و راه اصلاح و قرب خدا را به سوی تو می گشاید . بعد از آن برای اصلاح گذشته و جبران بکوش ، و بدان این کار نه تنها از مقام انسان نمی کاهد ، بلکه به عکس ارزش او را بالا می برد.
برخی از حیوانات را صبح در بیابان ول می کنند، عصر که شد خودشان بر می گردند خانه صاحبشان. ما هم که انسانیم لااقل باید مثل این حیوانات باشیم.
ما که در بیابان ملک خدا ول هستیم، باید هر لحظه بدانیم که کسی صاحب ماست و باید به سوی او برگردیم. باید خانه صاحبمان را بلد باشیم، اشتباه نرویم، خانه غریبه نرویم.
من این را باور کرده ام که اگر کسی یک عمر دنبال دنیا برود، نمی رسد، اما خانه خدا نزدیک است . خوش به حال آنان که از همه هستی دست برداشتند، ولی از خدا دست برنداشتند... این اشتباه رفته ها، چرا یک راه روشنایی، یک امید، برای خودشان باقی نمی گذارند؟