
مرحوم علامه كرباسچيان مي فرمود :
يكي از اركان تفكر ديني اين است كه بشر بداند بسياري از امور را نمي داند و بايد سر بر آستان بندگي و اطاعت خداوند بنهد .
چقدر اخلاق حميده خوب است . تمام نعمت روي زمين يك طرف ، يك صفت خوب از اخلاق محمد (صلي الله عليه و آله) يك طرف . اميدوارم به اخلاق و صفاتتان رسيدگي كنيد . هر وقت هم ديدي ، سجده كنيد و خدا را شكر كنيد . هر وقت فعل خوبي از تو سر زد ، حرف خوبي به مادرت يا اقوامت گفتي ، گذشت كردي يا اگر ظلمي به تو شد عفو كردي ، سجده كن ؛ همين جور نشيني و بگويي خدا به من داده ولش كني ! پشتش را بگير و خودت را سير كن . اگر چيز خوبي گيرت آمد ، قشنگ نگاه كن . پس هر وقت يك صفت خوب در كار و در عبادتت و در اعمال خيرت پيدا شد ، سجده كن .
آيت الله جوادي آملي در بياني ارزشمند مي فرمايند :
بزرگاني مثل مرحوم فيض كاشاني، صدر المتألهين شيرازي و حكيم سبزواري از كساني بودند كه به خواندن غزلهاي حافظ اهتمام داشتند. انسان وقتي غزلي ميخواند، احساس الهي پيدا ميكند و شورش و تبهكاري را كنار ميگذارد. بعضي با شعر و غزل مأنوسند، بعضي با دعا و مناجات، بعضي با قرآن. البته دعا و قرآن را همه ميتوانند استفاده كنند اما آثار ديگر عموميت ندارند.
ببينيد در اين سن چه چيزي شما را بيشتر به سمت خدا جذب ميكند، همان را مغتنم شماريد.
گاه مناجات يك جوان را اداره ميكند، گاه يك غزل يا قصيده كمبودهاي دروني را ترميم ميكند. لذتي كه انسان از يك غزل خوب ميبرد هرگز از ترانه نميبرد، ترانه سمّي است كه لذت كاذب ايجاد ميكند اما غزل شهد است كه لذت صادق ايجاد ميكند و تا آخر پيري با انسان هست.

شيخ علي اكبر تهراني مي گويد :
آيا ارزش دارد انسان به خاطر هفتاد سال زندگي كه سي و پنج سالش شب است و او در خواب ، ده سالش بچه است و چيزي از زندگي نمي فهمد ، پانزده سالش را هم كه يا توي راه است يا سر سفره و يا در دستشويي صرف مي كند ، فقط بخاطر ده سال تا خدا خدايي مي كند در آتش جهنم بسوزد ؟!